محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1068

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

افاغنه نوشتند كه مطالب شما كه نوشتيد همه امكان دارد كه صورت پذيرد امّا دختر دادن شيعه به سنّى ممكن نيست ، و شاه به رعيّت خود دختر دادن صلاح نمىبيند . جواب يأس به افاغنه رسيد به غيرت آمده اتفاق كردند و چند روزى مكث نمودند و هرروز لشكر فرستاده اطراف اصفهان را غارت مىكردند . بيان احوال فرح‌آباد قزلباشيه فرح‌آباد را تخليه نموده پنج عراده توپ در آنجا نصب كردند و او محلّه‌اى بود در خارج اصفهان . ديوارى متين و خندقى بعيد الغور داشت . در ميانش باغات و حياض جنّت مثال بود . افاغنه از اردوى خود حركت كرده به فرح‌آباد درآمدند و سپاه در اطراف آن گذاشته به فكر آذوقه و تدارك افتادند . بيان احوال جلفا و آنجا محلّهء ارامنه بود شهرى در پهلوى اصفهان واقع شده بود ، و نهرى از زاينده‌رود در آنجا روان بود ، قزلباشيّه به ارامنه فرمان داده كه مسلّح شده كه به اصفهان آيند « 1 » و در محافظت سراى پادشاه مشغول شوند . به اين حيله ارامنه را بيرون آورده اسلحه و اسباب ايشان را گرفته همان شب افاغنه يورش به جلفا بردند و ايشان نيز قدم ثبات ورزيده مدد از شاه خواستند ، نه براى ايشان مدد رسيد و نه اسلحه براى ايشان بازدادند . ارامنه نااميد شده جلفا را به افاغنه تسليم نمودند و افاغنه آنجا را ضبط كرده پنجاه دختر و پسر با لباس از ارامنه گرفته به لشكر خود تقسيم نمودند و هفتاد هزار تومان از ايشان مىخواستند ، ارامنه با يكديگر مشورت كرده گفتند شايد كار افغان دوامى نداشته باشد و در آخر به مخاطره و بازخواست پادشاه عجم گرفتار شويم به اتفاق جواب دادند كه مال ما در اصفهانست ، در اين حال جمع و تحصيل آن اشكال دارد بعد از فتح اصفهان ادا خواهد شد و با هزار نياز و تضرّع حجّتى دادند .

--> ( 1 ) . ب : كه صبح طالع نشده به اصفهان آئيد .